poulad kimiai
گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ
ترانه


نويسندگان

 

 



موضوع مطلب :
٢۸ بهمن ۱۳٩٢ :: ٦:۱۱ ‎ب.ظ

 

روزگاری که شیران در بندند!!
بعضی چیز ها باید همانطور که هستند باقی بمانند و تغییر نکنند.کاش می شد همه این چیزها را جا داد توی یک جعبه شیشه ای و ولشان کرد که همانطور بمانند...
من از نسلی هستم که در جنگ بزرگ شد.صدای بمباران.پنهان شدن در زیر زمینهای گلی... آژیرهای قرمز و بعد از آن همه فضایی که هجوم آورد بدون هیچ تلاشی مهیا بودن و کالا بودن را به رخم کشید.در این تضاد میان کودکی و نوجوانیم چیزهایی آموختم.
طعم تلخی و شیرینی را کنار هم گذاشتم ودر این میان آموخته هایم چیزی بزرگ درونش به زنجیر کشیده شد به نام احترام!
پشت سر من کوه است از فرهنگی که این روزها تنها نامش به جا مانده .فرهنگی که احترام داشت عشق داشت مردانگی داشت و سینما داشت .سینمایی که تو را به انسانی ترین بخش های درونیت نزدیک میکرد ....پیامی داشت که این روز ها خنده دار است برای نسل از هم گسیخته ی من که در میان این همه بیهودگی به دنبال سر پناهی امن میگردد . و صد حیف که باید آن را انکار کرد تادر میان این هجوم وحشی شاخ و برگهایت باقی بماند .باید دروغی بزرگ را به پوسته های درونیت روکش کنی تا مقبول شوی .هزینه ی گزافی برای بقا در میان این جنگل بدون شیر .جنگلی که تنها لاشخورهایش باقی مانده اند و شیر ها در اعماق جنگل به حبس رفته اند .تمامی چیزی که برایم باقی مانده ....اسامی ساده ایست که بی شک بزرگترین لحظات زندگی را برایم رقم زدند .
مرا بر روی صندلیهای سینما میخکوب میکردنند و تمامی خواستهای پنهان شده در پشت پرده های وجودم را به سادگی بیان میکردنند .نام هایی که تاریخ ساختنند امید آوردنند عشق پراکنده کردنند و رفاقت کاشتنند .....و من بزرگ شدم!
در اعماق دلم هنوز آن صداقت و سادگی را جستجو میکردم .روبه رو شدم با وزن سنگینی از گذر زمان و گردش بی رحمانه اش روزمرگی آمد و بی هنری .دور شدن از فصایی ساکن که لحظه ای تو را برای دلت رها بگذارد .انگار همه چیز بر علیه هستیت به پا خواسته تا به هراج برد هرآنچه را که آرامت میکند .
دلم گرفته از فضایی که آلوده است و بیمار .....از نردبان کردن هنر و هر چه که ریشه دارد برای رسیدن به جایگاهی که این روزها شهرت نام دارد .پای گذاشتن بر روی تاریخی که دیگر تکرار شدنی نیست و اگر نبود هیچگاه رویائی به نام سینما در این مرز و بوم وجود نداشت .به جایی رسیده ایم که گستاخانه زبان میگشاییم و اسطوره هایمان را با هجو مریض روزگار به باد تمسخر میگیریم به سادگی بر علیه خودمان قیام کرده ایم .تکان دهنده ایم مانند زلزله ای که شکاف میدهد و تمامی خاطرات و داشته هایت را در دل زمین دفن میکند .چه چیز را میخواهیم انکار کنیم ؟ گذشته ای که ماندنیست ...و با تحقیر صدای دست و سوت نمیلرزد ! کافیست به سادگی نگاه کوچکی به داشته هایمان کنیم .
هنر روحیست که به جسدهای بی جانمان را زندگی میبخشد .بدون او زندگی مانند خلآیی میشود که سر گردان به این سو و آن سو روانت میکند .دست به دست هم داده ایم که هنر مند را تخریب کنیم و از روی این خرابه ها چه چیزی عایدمان میشود ؟ نمیدانم ......تا آن جایی که به یاد داشته ایم نقد آمد تا بستری برای شکوفایی و بهتر شدن ایجاد کند ....تا خوبی ها و بدی ها را کنار هم به چالش اندازد ...کمک کند که نگفته ها و کاستی ها بر طرف شود
چیزی که امروز میبینم نقدیست عاریه گرفته از سطحی که عمقش پاک شده است .این روزها همه چیزهایی شنیده اند و تجربه نکرده اند و به راحتی بزرگانی را به باد تمسخر میگیرند که با تمام وجود ایستادند و لرزشها تکانشان نداد .برای بقای ساختمانی که پی ریزی محکم دارد خاکها خورده اند . ریشه کن میکنیم ریشه کن! دست و سوت میزنیم که زمانی معنایش تقدیر بود احترام بود خوب میدانم که اینها گذراست و نام های بزرگ سینمای ایران جاودانه خواهند ماند !
ایشان ساخته هایی محکم بنا کرده اند که سال های سال سینمای ما وام گیر این آثار خواهد ماند و بی شک جایگزینی نخواهد داشت تنها سئوال من این است که نسل من که این گونه دست به نابودی بناهای ماندگار خود برداشته چه تحفه ایی برای من به جا گذاشته که چنین بی رحمانه و با خصومت دهان میگشاید و مانند فرزندی که عقده ها و دردهایش را بر سر مادرش خراب میکند ...هنر مند را مخاطب قرار میدهد این را خوب میدانم هنر مادریست صبور که طی هزاران سال تمامی رنج ها و درد ها را با صبری عمیق در سینه نهفت و زنده ماند



موضوع مطلب :
٢۱ بهمن ۱۳٩٢ :: ٦:٥٢ ‎ب.ظ

پولاد کیمیایی بازیگر سینما و تلویزیون با بیان این مطلب که ساخت تیتراژ فیلم سینمایی «متروپل» به کارگردانی مسعود کیمیایی به پایان رسیده است، گفت: برای اولین بار ساخت تیتراژ یک فیلم سینمایی را با فیلم پدرم تجربه کردم که این مسئله باعث افتخار من است، البته تحصیلات اصلی من در رشته دیجیتال مدیا آرت بوده اما هیچ گاه فرصت تجربه ساخت تیتراژ را نداشتم تا اینکه پدر به من پیشنهاد کرد تا اولین تجربه خود را با فیلم «متروپل» انجام دهم.

وی توضیح داد: تیتراژ «متروپل» ساختار متفاوتی دارد و از دل فیلم نیست. در واقع این تیتراژ را می توان یک تیتراژ نوستالوژیک مانند فیلم هایی مانند «قیصر» و «گوزن» دانست که شکل امروزی تری به خود گرفته است.

کیمیایی ادامه داد: در این تیتراژ بخش هایی انیمیشن است و تمام بخش های آن توسط خودمان ساخته شده است. نماد تیتراژ «متروپل» یک تَرک است و می توان گفت نقش اصلی تیتراژ یک تَرک است، تَرکی روی دیوار که به مرور زمان زیاد و زیاد تر می شود تا به متروپل برسد. ساخت این تیتراژ بیش از یک ماه زمان برد، اما در نهایت کار خیلی خوبی شد.

بازیگر فیلم سینمایی «جرم» گفت: خوشبختانه هرکدام از دوستان که تیتراژ «متروپل» را دیده اند، از آن بسیار خوششان آمده و آن را جزو تیتراژهای ماندگار دانسته اند که این برای من یک افتخار است. با توجه به اینکه «متروپل» یک فیلم سینمایی سخت است، ساخت تیتراژ آن نیز بسیار سخت بود. این فیلم حال و هوایی را به تصویر می کشد که دیگر نیست، به همین دلیل تیتراژ نیز باید به گونه ای ساخته می شد که از حاشیه فاصله گیرد.

وی ادامه داد: با توجه به اینکه تمام داستان این فیلم سینمایی در شب رخ می دهد، باید سرعت تیتراژ فیلم را پایین می آوردم، به هر حال این تیتراژ نوع نگاه من به سینما را نشان می دهد و اگر قرار باشد زمانی فیلمی را بسازم با دیدن این تیتراژ همه متوجه خواهند شد که در سینما به دنبال چه چیز هستم.

بازیگر سریال تلویزیونی «ماتادور» در پاسخ به این پرسش که ایده اولیه ساخت این تیتراژ از چه کسی بوده است، توضیح داد: پدر برای ساخت تیتراژ این فیلم سینمایی ایده دیگری داشت که باید در طول فیلمبرداری انجام می شد، اما زمانی که این ایده مطرح شد، فیلمبرداری به پایان رسیده بود و عملا امکان پذیر نبود.

وی ادامه داد: اولین ایده ای که به ذهن من رسید ایده جالبی بود که متاسفانه با فونت فارسی نمی توانستیم آن را اجرا کنیم، در نهایت به ایده تَرک برای این فیلم سینمایی رسیدم. تَرک در این فیلم می تواند نماد خیلی چیزها باشد، در واقع تَرک زنگ خطری برای از بین رفتن خیلی چیزها در جامعه امروز است.

کیمیایی در پایان در پاسخ به اینکه ترانه تیتراژ این فیلم سینمایی در نهایت توسط محمدرضا فروتن و یا رضا یزدانی خوانده می شود؟ گفت: رضا یزدانی و محمدرضا فروتن دو پیشنهاد برای خواندن تیتراژ پایانی این فیلم سینمایی هستند؛ محمدرضا فروتن که اولین تجربه خوانندگی خود را پشت سر می گذارد و رضا یزدانی که خود جزو خوانندگان با سابقه کشور است، اما هنوز قطعی نشده است که کدام یک از این دو هنرمند قرار است تیتراژ «متروپل» را بخوانند. 

poater-metropol       

 

دو عکس از متروپل   





موضوع مطلب :
۱٠ بهمن ۱۳٩٢ :: ٤:٥٦ ‎ب.ظ

 

تیتراژ فیلم سینمایی «متروپل»توسط پولاد کیمیایی ساخته شد. تیتراژ فیلم تازه مسعود کیمیایی توسط پولاد به صورت مستقل فیلمبرداری شده که قرار است در «متروپل» استفاده شود.

همچنین دو ترانه توسط رضا یزدانی و محمدرضا فروتن برای فیلم آماده شده که ظاهرا در نسخه جشنواره استفاده نخواهد شد.

ترانه رضا یزدانی را یغما گلرویی گفته که پیش از این در «حکم» و «رئیس» نیز با مسعود کیمیایی همکاری کرده است. فروتن نیز که این روزها در تدارک آماده سازی اولین آلبوم خود است برای اولین بار است خواندن تیتراژ یک فیلم سینمایی را تجربه می کند.

به گفته مسعود کیمیایی یکی از این دو ترانه در در نسخه اکران «متروپل» استفاده خواهد شد. این کارگردان قصد دارد در فراخوانی با کمک مخاطبان و علاقه مندان یکی از این دو ترانه را برای فیلم در اکران عمومی انتخاب کند.

ساخت موسیقی فیلم توسط بهزاد عبدی به پایان رسیده و این روزها اسحاق خانزادی میکس نهایی آن را انجام می دهد. «متروپل» از معدود فیلم های بخش مسابقه سینمای ایران است که با رای اکثریت اعضای هیات انتخاب وارد فستیوال سی و دوم شده است. فیلمی که گفته می شود جزو بهترین آثار مسعود کیمیایی در یک دهه اخیر است.

کیمیایی در خصوص «متروپل» گفت: « این فیلمی است که برای سینما ساخته شده نه درباره سینما متروپل. ویترین ها و عکس های سینما متروپل هنوز بوی معرفت می دهد.»

فیلم جدید مسعود کیمیایی داستان زنی به نام خاتون است که در یک نیمه شب به یک باشگاه بیلیارد پناه می آورد. مهناز افشار، محمد رضا فروتن، پولاد کیمیایی، ساعد سهیلی، شقایق فراهانی، سحر دولتشاهی، یوسف مرادیان، تینا پاکروان، سوگل خالقی بازیگران اصلی این فیلم هستند.



موضوع مطلب :
٧ بهمن ۱۳٩٢ :: ٧:۱۳ ‎ب.ظ

   



موضوع مطلب :
٤ بهمن ۱۳٩٢ :: ٧:٤۸ ‎ب.ظ
امکانات جانبی

کد عکس
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای poulad kimiai محفوظ است