poulad kimiai
گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ
ترانه


نويسندگان

سریال پلیسی "ماتادور"، ساخته‌ی فرهاد نجفی جایگزین سریال "بال‌های خیس" شبکه یک می‌شود.

سریال پلیسی "ماتادور"، ساخته‌ی فرهاد نجفی جایگزین سریال "بال‌های خیس" شبکه یک می‌شود. 
مجموعه تلویزیونی"ماتادور" که یکی از اکشن‌ترین سریال‌های پلیسی تاریخ کشور لقب گرفته، در 13 قسمت بعد از پایان "بال‌های خیس" از شبکه یک پخش می شود. 
داستان "ماتادور" درباره‌ی یک مقام بلندپایه اروپایی است که مهمان کشور ایران می‌شود و یک گروه پلیس حفاظت از او را برعهده می‌گیرند. اما گروهی تروریست که از طرف دشمن خارجی حمایت می‌شوند نقشه ترور این شخصیت را طراحی کرده‌اند. 
بازیگرانی که در این سریال نقش دارند، عبارتند از: پوریا پورسرخ در نقش یک پلیس ماهر در تیراندازی و محافظ شخصیت سیاسی،سام درخشانی در نقش پلیس متخصص خنثی کردن بمب، پولاد کیمیایی در نقش پلیس سایبری (فضای اینترنت)، علی رام نورایی در نقش ماتادور و تروریست، شقایق فراهانی در نقش جاسوس و رابط تروریست ها، و همچنین مجید مشیری، لیندا کیانی، مریم سلطانی، تیرداد کیایی، مجید واشقانی و روشا ضیغمی، هدایت الله سجادی، زهرا دانش نیا، داوود صادقی(شخصیتی که می‌خواهد ترور شود) و بازیگران خردسال سونیا اسپهرم، سوگل نصرتی، 
عوامل پشت دوربین "ماتادور" نیز از این قرارند: کارگردان: فرهاد نجفی، فیلمبردار: علیرضا رجایی مقدم، دستیار اول کارگردان: عادل معصومیان،صدابردار: هادی افشار، تدوین: موحد شادرو، صداگذار: ایرج شهزادی، گریم : محمد قمی ، مدیر تدارکات: مهدی مجلل، منشی صحنه: شیدا باسمه چی ، برنامه ریز: مسعود حقی، مدیر تولید: سعید علیجانی؛ عکاس: سهراب ولدبیگی. 
مجموعه تلویزیونی "ماتادور" به تهیه‌کنندگی جواد نوروزبیگی با مشارکت ناجا در گروه مجموعه های تلویزیونی شبکه یک سیما تولید شده است.

یکی از نخستین گفتگوهای عسل بدیعی: "آخرش به عاقبت نقشم در فیلم "بودن و نبودن" دچار می شوم"

چهارده سال پیش به بهانه ی نمایش فیلم خوب بودن یا نبودن (کیانوش عیاری) و بازی ماندگار زنده یاد عسل بدیعی گفت و گویی با او داشتم . برای انجام این گفت و گو با پوششی سراپا سفید همراه پدرش به دفتر مجله آمد، و در طول گفت و گو آرامشی در چهره و نگاهش داشت که با خودم می گفتم این شمایل بیش تر مناسب بازی در نقش فرشته هاست... خبر ندارم که او در ادامه فعالیت های بازیگریش در نقش فرشته ظاهر شد یا نه، اما با مرگ ناگهانی و حرکت انسانی و غافلگیرکننده اش که به نجات جان انسان هایی منتهی شد، فرشته وار پرواز کرد... بدیعی در نخستین کار سینمایی اش با وجود بی تجربگی نقش دشوار یک بیمار قلبی بدحال را به خوبی بازی کرد آن هم در شرایطی که به دلیل کمبود وقت، زحمت برخورد و آشنایی با این گونه بیماران را نیز نداشت و جالب این جا است که به توصیه عیاری برای درک بیش تر شخصیت، نقش فردی را که قرار بوده عضوی اهدا کند را هم تمرین کرده بود! این گفت وگو را با یادآوری دوست عزیزم، میثم صبور، مدیر هنردوست موسسه زبان تهران آکسفورد، باز خوانی می کنیم. متن این گفتگو را کافه سینما به نقل از سینمای امروز؛ منتشر می کند.

*از نقش تان، آنیک بگویید.

از وقتی قرار شد نقش او را در بودن یا نبودن بازی کنم تا شروع فیلم برداری کم تر از یک ماه فرصت داشتم که در طول این مدت باید به درسم نیز می رسیدم. از طرفی نخستین بار بود که جلوی دوربین می رفتم و باید خودم را برای یک واقعه ی تازه در زندگی ام آماده می کردم. در این راه، کمک های آقای عیاری که چندین سال در این زمینه بررسی و مطالعه کرده بود، مهم ترین عامل بود. بیش تر وقت من صرف ارتباط با خانواده های ارمنی و آشنایی با لهجه، برخورد و طرز معاشرت آن ها شد. فرصتی پیش نیامد تا با بیماران قلبی آشنا شوم. آقای عیاری بسیاری از حالت ها و مشکلات این بیماران را به من شناساند.

*چه گونه انتخاب شدید؟

یکی از دوستانم با دستیار کارگردان فیلم آشنایی داشت و از طریق ایشان مطلع شدم که آقای عیاری مشغول گرفتن تست بازیگری است. من هم که کنجکاو بودم بدانم یک بازیگر چه گونه برای نقشی انتخاب می شود، رفتم و تست دادم و در کمال تعجب قبول هم شدم.

*یعنی به بازیگری علاقه نداشتید؟

چرا، خیلی دوست داشتم، ولی رؤیای بازیگری و شهرت نداشتم و واقعاً انگیزه ام برای تست دادن و این حرف ها نبود، چون فکرش را هم نمی کردم که چنین اتفاقی در زندگی ام بیفتد. جذابیت بازیگری در این است که انسان می تواند دیگران را تجربه کند و شاید به همین دلیل پس از بودن یا نبودن پیگیرش شدم. 

*فکر می کنید اگر فرصت تماس با بیماران قلبی دست می داد، موفق تر می شدید؟

البته، ولی فرصت خیلی کم بود و بخشی از وقتم صرف تمرین با سایر بازیگران می شد، چون آن ها با تجربه بودند و من بی تجربه. اول کار خیلی می ترسیدم و فکر نمی کردم بتوانم از پس کار برآیم. ولی راهنمایی های آقای عیاری به دادم رسید. او می گفت خیلی سخت است که آدم زندگی ای را تجربه نکرده، بازی کند، اما همیشه احساس کن که قلبت بیمار است. یعنی تلقین می کرد و این تلقین باعث می شد آدم خودش را فراموش کند و موقع فیلم برداری، در قالب نقش فرو برود. جالب این که گاهی، پس از پایان برداشت، واقعاً احساس تنگی نفس می کردم؛ به خصوص در فصل پله ها که چندین بار تمرین می کردم تا واقعاً حالت افسردگی و نفس تنگی بهم دست می داد. حتی به آقای عیاری می گفتم می ترسم آخرش به سرنوشت آنیک دچار شوم! تازه آن موقع به شدت درگیر امتحان ها بودم. 

*درباره ی نقش و بازی تان نظری هم می دادید؟

آقای عیاری از من خواست تا چندین بار فیلم نامه را بخوانم؛ یک بار خودم را جای آنیک بگذارم، یک بار جای خانواده ی معصومه - دختر دیگری که بیماری قلبی داشت - و یک بار هم جای خانواده ی فردی که دچار مرگ مغزی شده، و نظرم را بگویم. به هرحال این نگاره از دیدگاه های مختلف، خیلی مؤثر بود و در طول فیلم برداری، می دیدم آن چه از آنیک فهمیده ام، درست بوده است.

*از بازیگری در فیلم جدیدتان، دست های آلوده (سیروس الوند) بگویید.
تجربه ی خوب و در عین حال بسیار متفاوتی با فیلم اولم بود. نقش دختری مستقل به نام نسرین را بازی کردم که کار می کند تا روی پای خودش بایستد، ولی مسأله ای عاطفی برایش پیش می آید که او را دچار مشکلاتی می کند.

*و کارهای آینده تان...
متأسفانه در هر فیلمی که بازی می کنم، کلی از درس هایم عقب می افتم. فعلاً قصد دارم درسم را تمام کنم. البته باز هم معلوم نیست. چون درباره ی کاری صحبت شده اما هنوز قطعی نیست.



دوست دارید یک بازیگر حرفه ای شوید و این مسیر را ادامه دهید یا یک کارشناس حرفه ای تغذیه؟

هر دو را دوست دارم. چون بازیگری به کار در زمینه ی تغذیه لطمه نمی زند و کاری نیست که هر روز درگیرش شوم. ولی دوست دارم بازیگری را ادامه دهم.



موضوع مطلب : عسل بدیعی
۱ اردیبهشت ۱۳٩٢ :: ٤:٤۱ ‎ب.ظ
امکانات جانبی

کد عکس
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای poulad kimiai محفوظ است